• بعد انسان
  • انسان دارای دو بعد جداگا نه است. جسم و روح. هما نطور که جسم انسان رشد می کند،
  • روح انسان هم قا بل رشد است. جسم با تغذیه های مادی رشد می کند و روح با تغذ یه های
  • معنوی. برخی انسا نها در میان پرورش جسم و روح جسم را بر روح خود مثلت می کنند و
  • روح را زیردست جسم قرار می دهند و برخی هم روح را سوار بر جسم می کنند و جسم را
  • زیردست روح قرار می دهند.
  • دراین میان آنکه به جسم توجه بیشتر دارد روز به روز قویتر چاقتر میشود وسنگینی جسم
  • را باید تحمل کنندواین وزن سنگین را بسختی باخود بکشد در صورتی که اگر به  جسم توجه
  • کمتر شود ودر عوض به روح امکان پیشرفت بدهند وهرچه انسان از لحاظ تغذیه روح به خودش
  • برسد و روحش را پرورش دهد، به خدا نزدیک تر می شود. چون خدای متعال جسم نیست؛ ولی
  • از روح خود بر انسان دمیده است.کسی که بر اثر ایمان  روح خود را پرورش دهد و به معنویات
  • وابسته گردد، عرصه این عالم مادی برای او تنگ می گردد و او دیگر در این عالم نمی گنجد.
  • ولحظه شماری می کند برای رفتن اما کسی که با مادیگرائی خود را وابسته به این عالم خاکی
  • گرداند، این دنیا برای او همچون بهشتی می ماند و ازلذتهای حقیقی و روحانی بی بهره می گردد.
  • هرچه باشد لذتهای دنیوی پست و کاذب است و از آنجا که هیچ لذتی بالاتر از لذت عشق نیست
  • و هیچ عشقی سالم تر از عشق به خدا نیست، بیشترین لذت در عشق ورزی به خدا و اولیاء اوست.
  • چرا که عشق به دنبال یافتن ایدآلها و کمالاتی در معشوق به وجود می آید و حال آنکه کامل
  • ترین کمالات و ایدآلها از آن خداست.
  • از آنجا که خدای متعال بشر را به عشق بازی با خودش می خواند و اصولاً عنصر عشق را صرفاً
  • به خاطر رسید ن بشر به خودش خلق کرده است، کسانی که لبیک گویند وراه رابرای رسیدن به
  • معشوق  باز کنند  دراینجاخداوند با چشاندن مزه تلخ دنیا در کام عشاق به واسطه ابتلاء، آنها را
  • از غفلت دور می گرداند:
  • « اگر با من نبودش هیچ میلی     چرا ظرف مرا بشکست لیلی»
  • خداوندبه دلیل دوستداشتن  است که بلارا برای بنده نازل می کند
  • از این روست که مشگلات  انسان را از آلودگیهای معنوی پاک می کند و جسم بخاطر بلاها و
  • گرفتاریهای روزمره،برایش فراهم شده صدایش را به سوی خدا بلند می کند.
  • « إذا أرادَ اللهُ لِعبدٍ خَیراً إبتَلاهُ لِیَسمَعَ تَضَرُعَهُ». یعنی: وقتی خدا خیر بنده ای را بخواهد، او
  • را مبتلاچه کنم می سازد تا صدای ناله اش را بشنود. اما  دنیا پرستان چون ندای دعوت خدا را
  • لبیک نگفته اند،همچون اطفال مشغول به بازی خویش هستند و با غفلت از لذت معنوی، به لذتهای
  • پست و ناچیز اطراف خود مشغول هستند.
  • از اینروست که خدای متعال دنیا را بهشت آنها قرار داده تا در حد « مَعینی»، از خوشیهای این
  • عالم بهرمند گردند. « حَلاوَةُ الدُّنیا مَرارَةُ الآخِرةِ وَ مَرارَةُ الدُّنیا حَلاوَةُ الآخِرةِ ». : شیرینی دنیا تلخی
  • آخرت و تلخی دنیا شرینی آخرت است».

 

  • یاداشت بعدی ارتباط روح در برخ باجسم خاکی