روح توسط خداوند خیلی وقتها راه حل مشگلات را پیش رومون میزاره ولی ما چون راه حل را به
هیچ عنوان منطقی نمی دانیم آن را رد می کنیم و عقل فهم خود را خیلی بیشتراز اینها می
دانیم در صورتی که مشگل ترین گرفتا ریها در این دنیای خاکی از نظر پروردگار حل شدنی است
داستانی نقل کنم از دوست وبلاگ نویسمان هما روز بهار
کوهنوردی می خواست به قله بلند خطر ناکی صعود کند پس از سالها تمرین وآمادگی سفرش را
آغازکرد و به صعودش ادامه داد تا اینگه هوا کاملا تاریک شد به جز تاریکی شب هیچ چیز دیده
نمی شدسیاهی شب همه جا را پوشانده بود و کوهنورد نمی توا نست چیزی ببیند حتی ماه
وستارگانهم پشت انبوهی ابر پنهان شده بود او همانطور داشت بالا می رفت درحالی که چیزی
به فتح قله نمانده بودپایش لیز خورد وبا سرعت هرچه تمام تر سقوط کرد سقوط همچنان ادامه
داشت او در آن لحظات سرشار از هراس تمام خاطرات خوب بد زندگیش را به یاد می آورد
داشتفکر می کرد که چه قدر به مرگ نزدیک شده است ناگهان طنابی که بدور کمرش حلقه
خورده بود به شاخه درختی گیر کرد وآویزان شد وآن درخت مانع سقوط کامل شد درآن لحظات
سنگین وسکوت که هیچ امیدی نداشت از ته دل فریاد زد خدایا کمکم کن خدایا نجا تم بده پس از
چند لحظه ندایی از دل آسمان پاسخ داد آیا بمن ایمان داری گوهنورد گفت همیشه وهمه جا بتو
ایمان داشتم دوباره ندا آمد که حالا که ایمان داری آن طناب دور کمرت را پاره کن کوهنورد
وحشت کرد خدایا نمی توانم بار سوم ندا آمد که آیا به گفته من ایمان نداری پس آن طناب را
پاره کن کوهنورد توکل به ندای خداوندنکردو ترسید که طناب را پاره کندفکر کرد که اگر طناب را
پاره کنم تکه تکه خواهم شدروز بعد گروه نجات گزارش داد که جسد منجمد شده یک کوهنورد
درحالی پیداشده که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود وتنها نیم متر با زمین فاصله داشت حالا
ببینید ایمان قوی به خداونددر این هنگام مشاهده شد چرا باید ایمانمان سطحی باشد عمقی
نباشد که راهنمایهایی که از طرفخداوند بما می شود لبیک گفته ودر اجتماع باروحی سالم
وبانشاط زندگی کنیم
(یاداشت بعد سستی روح وکاهش ایمان )
